ღمن و عليرضام و♥ღدخترِ ماه ღ♥ღ

مامانه به هم ریخته....

1391/9/5 18:19
نویسنده : one mam and one wife
178 بازدید
اشتراک گذاری

يه وقتايي هست كه شروع ميكنم به حرف زدن بعد يهو وسط حرفم به طرف ميگم بي خيال،
حوصله ندارم بقيه شو بگم،
بعد خفه خون ميگيرم...
الانم اومدم يه چيزي بنويسم بيخيال شدم!!
فكر كنم از نشانه هاي ديوونه شدنه..
فكر كنم هركي بياد پست هامو بخونه به هم ريختگيمو درك كنه..

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

khale jooni
6 آذر 91 13:55
fadaye khaharim beshammmm