ღمن و عليرضام و♥ღدخترِ ماه ღ♥ღ

باران که می آید...

1391/9/2 14:21
نویسنده : one mam and one wife
186 بازدید
اشتراک گذاری

باران که می آید


 

حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد


تپش های قلبم به شماره می افتد


دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد


دلم سخت می گیرد


چشمم سخت می گرید


باران که می آید


لحظه هایم سالها زنده اند


پیچک یاد از ساقه های دلتنگی بالا میرود


میرود تا اوج ،میرود تا خاطره های همیشه


باران که می آید


من غرق ترانه ی سکوت می شوم


حسی تازه در رگهایم می جوشد


و قطره قطره از چشمانم نوای تنهایی می بارد


باران که می آید


دلم سخت می گیرد


چشمم سخت می گرید


و حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)